آرتور كرستين سن ( مترجم : رشيد ياسمى )
619
ايران در زمان ساسانيان ( فارسي )
عاشق بيوفاى خود به كار ميبرده ، و تفصيل عروسى او را با خسرو نقل كردهاند ، و تدبير ماهرانه پادشاه را كه در اسكات بزرگان بخرج داد ، تا توانست دخترى از طبقه فروتر را به عقد خود درآورد ، ذكر نمودهاند . بلعمى « 1 » قصه معاشقه فرهاد « 2 » ( فرهاد ) و شيرين را آورده است ، و چنين گويد : « فرهاد فريفته اين زن شد ، و خسرو او را بكندن كوه بيستون گماشت . فرهاد در آن كوه ببريدن سنگ مشغول شد ، و هر پاره ، كه از كوه مىبريد ، چنان عظيم بود ، كه امروز صد مرد آن را نتواند برداشت » . قصه فرهاد و شيرين و خسرو و شيرين موضوع بسى از منظومات عشقى و حماسى ايرانيان شده است « 3 » . فردوسى قصه كشته شدن ماريا ( مريم ) را بدست شيرين چنين بنظم آورده است « 4 » . ز مريم همى بود شيرين به درد * هميشه ز رشكش دو رخساره زرد بفرجام شيرين ورا زهر داد * شد آن دختر خوب قيصرنژاد از انكار آگه نبود هيچكس * كه او داشت آن راز تنها و بس چو سالى برآمد كه مريم بمرد * شبستان زرين بشيرين سپرد پرويز همه اقسام لذايذ را استقبال ميكرد . ذوق او را نسبت بعطريات در روايت بلاذرى دريافتيم ، كه چون بوى پوستهاى تحرير را دوست نداشت ، مقرر فرمود ، كه نامهها را بر كاغذى ، كه بگلاب و زعفران آغشته باشد ، بنويسند ، مسلما در قصور و كاخهاى خسرو بوى عود و عنبر اشهب ، و مشك ، و كافور ، و صندل پيوسته هوا را معطر ميداشته است ، چنان كه در عهد خلفا چنين بود . بنابر روايت ثعالبى « 5 »
--> ( 1 ) - زتنبرگ ، 2 ، ص 403 و بعد . ( 2 ) - Frahadh ( 3 ) - دودا Herb . W . Duda ، فرهاد و شيرين FerhadundSchisin ، پراگ 1933 ( به زبان آلمانى ) . ( 4 ) - مهل ، ج 7 ، ص 304 و بعد . ( 5 ) - ص 708 و ما بعد .